بازاریابی شبکه ای و تجارت الکترونیک
مزایای فروش مستقیم از دیدگاه فدراسیون
دوشنبه 29 اسفند 1390 ساعت 17:48 | بازدید : 896 | نویسنده : gnmardabil | ( نظرات 0 )

 

مزایای فروش مستقیم از دیدگاه فدراسیون

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

1)     فروش مستقیم یک فرصت شغلی انعطاف پذیری را به عنوان یک کار تمام یا پاره وقت ارائه میدهد .

2)     فروش مستقیم شیوه ی مناسبی برای ایجاد یک کسب و کار مستقل توسط مردم میباشد .

3)     فروش مستقیم موجب رشد شخصی افراد و بر قراری روابط خوب اجتماعی میشود .

4)     هر شخصی بدون در نظر گرفتن تحصیلات ، وضعیت مالی ،تجربه و توانایی های فیزیکی توانایی انجام این حرفه را دارا میباشند ، تجربه نشان داده افراد در هر رده سنی و با هر پیشینه ای توانایی موفق شدن در فروش مستقیم را داشته اند .

5)     افراد مالک کسب و کار خود میباشند بدان معنا که :

1-5 : میتوانند به صورت تمام وقت یا پاره وقت فعالیت کنند و به هر میزان که مایل باشند وقت اختصاص دهند .

2-5 : افراد میتوانند هدف های مالی تعیین کنند و برای دست یابی به آنها برنامه ریزی انجام دهند.

3-5 : افراد میتوانند با سرمایه گذاری بسیار اندک یا بدون سرمایه گذاری مالک کسب و کار خود شوند .

4-5 : افراد میتوانند از طرف شرکت برای رشد و پیشرفت در تجارتشان آموزش دیده و مورد حمایت قرار گیرند
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


قوانین بازاریابی چند سطحی در پنجاه ایالت آمریکا
دوشنبه 29 اسفند 1390 ساعت 17:47 | بازدید : 702 | نویسنده : gnmardabil | ( نظرات 0 )

 

قوانین بازاریابی چند سطحی در پنجاه ایالت آمریکا

هر ایالت قوانینی تصویب کرده است که شرکت های بازاریابی چند سطحی را کنترل می نمایند. اگر چه بسیاری از فعالیت های اجرایی در این زمینه برخواسته از دولت فدرال است که این امر را از طریق کمیسیون تجارت فدرال،کمیسیون اوراق بها دار و مبادلات سهام و اداره پست ایالات متحده انجام می دهند ، اکثر فعالیت های اجرایی در سطح ایالتی صورت پذیرفته است.

از نقطه نظر تاریخی، قانون گذاری در سطح ایالتی در خصوص برنامه های بازاریابی چند سطحی، پدیده نسبتا  جدیدی می باشد. در زمینه فروش مستقیم، سه شرکت « ام وی»،«مری کی»و«شاکلی» که اساس صنعت بازاریابی چند سطحی را تشکیل می دهند، فعالیت خود را در اواخر دهه 1950 آغاز نمودند.از نقطه نظر قانونی ، مسائل به آرامی پیش رفت تا اینکه در اوایل دهه1970 دعاوی بزرگ دسیسه های هرمی شامل شرکت «گلن ترنر» و«کاسکات »پا به عرصه گذاشتند.

طرح های«ترنر» عمدتا تحت قوانین امنیتی مختلف کلاهبرداری مورد تعقیب واقع گردید. تا اینکه اکثر ایالات ها قوانین مختلف ضد هرمی را تصویب نمودند.قوانین ایالتی در خصوص بازاریابی چند سطحی اگر چه با هدفی واحد وضع گردیدند،لیکن این قوانین در قالب های مختلفی وضع گردیدند؛که شامل قوانین توزیع چند سطحی می شود.

 

قوانین هرمی/قوانین دسیسه های زنجیری بی پایان

اکثر مقررات ایالتی در خصوص شرکت های بازاریابی چند سطحی تحت سایه قوانینهرمی وقوانین دسیسه زنجیره بی پایان قرار می گیرد.زبان قانونگذار در این قوانین بسیار شبیه به هم می باشد.

مقایسه این دو نوع قانون این مساله را کاملا روشن می سازد.به طور مثال قانون زنجیره بی پایان ایالت کالیفرنیا و قانون هرمی ایالت اریگان را با هم مقایسه نمایید:

 

قانون زنجیره بی پایان ایالت کالیفرنیا قانون مجازات عمومی کالیفرنیا ماده 327:

«هر شخصی که یک زنجیره بی پایان تعبیه یا آماده یا راه اندازی یا طرح یا اجرا نماید متخلف شناخته خواهد شد. همانطور که در این ماده به کار رفته است «زنجیره بی پایان » یعنی هر دسیسه ای که به منظوربه معرض گذاشتن توزیع مالی به کار رود که موجب آن یک شرکت کننده یک عوض با ارزش را می پردازد تا اینکه این شانس را به دست آورد که حق الزحمه ای بابت معرفی یک نفر یا بیشتربرای شرکت به دست آوردیا اینکه حق الزحمه ای کسب نماید زمانی که شخصی که خود توسط دیگری به طرح معرفی شده ، شخص دیگری رابه طرح معرفی نماید.حق الزحمه که در این ماده استفاده شده است شامل پرداخت هایی که بر اساس فروش های انجام شده به افرادی که در طرح شرکت نمی کنند و کسانی که خریدی انجام می دهند و این خرید برای شرکت در طرح نمی باشد؛ نمی شود.»

 

قانون هرمی ایالات اوریگان:

«موسسه هرمی به معنای شیوه ای از فروش است که به موجب آن یک شخص که سرمایه گذاری می نماید، به وی مجوز یا حقی اعطا می شود که می تواند با هدف بهره گیری اقتصادی اشخاص دیگر را تشجیع یا عضو گیری نماید که اشخاص اخیربه نوبه خود همچنین این مجوز یا حق را خواهند داشت که در صورت سرمایه گذاری کردن این زنجیره را ادامه داده و اشخاص جدید دیگری را عضو گیری نمایند.موسسه هرمی همچنین شامل هر شیوه ای می شود که درآن فروش یا توزیع ملک؛ کالا یا خدمات صورت نمی گیرد ولیکن این مساله در یک طرح نامه های زنجیره ای واقع می شود. محدود کردن تعداد افرادی که در این طرح ها شرکت می نمایند و یا شروط اضافی که شایستگی را برای بدست آوردن این مجوز یا حق برای عضوگیری یا تشجیع یا دریافت یک سود اقتصادی حاصل در آن ،محدود می نمایند،ماهیت یک طرح را به عنوان یک موسسه هرمی تغییر نمی دهد.سرمایه گذاری در اینجا به معنای هر خریدی است که برای عوض صورت می گیرد که این خرید برای استفاده شخص نمی باشد؛ حال این مال عینی باشد یا دینی و بدون هیچ محدودیتی شامل امتیازات،فرصت های تجاری و خدمات می شود.این مساله شامل وسایل و تجهیزات جهت نمایش و تبلیغ کالا ها نمی باشد و صرفا شامل کالاهایی می شود که برای فروش خریداری می گردد.»

به عنوان یک موضوع کلی ، قوانین هرمی و زنجیره بی پایان پرداخت یک عوض را برای این حق که دیگران را به منظور یک بهره اقتصادی عضو گیری نماید،ممنوع می نماید که در اصل پور سانت پرداختی در نتیجه فروش کالا یا خدمات نمی باشد . این زبان خیلی مبهم است و در پرونده های مختلف نتایج متقاضی را برداشته است.این ابهام قوانین همچنین موجب سیاست های اجرایی متناقص و گزینشی گردیده است.

دو اصطلاح «عوض» و «حق الزحمه غیر مرتبط با فروش» اغلب به شرح آتی در نظر گرفته می شوند.

یک عوض ممنوع به طور کلی اشاره دارد به:1-دستمزد واقعی پولی برای این حق که در یک برنامه بازاریابی چند سطحی متعهد گردد2-قیمت های بالای کالا که این قیمت های افراطی به عنوان یک عوض ممنوع در نظر گرفته می شود.3-پیش بارگیری یا لیست برداری کالا که خرید های افراطی کالابه عنوان یک عوض ممنوع در نظر گرفته می شوند برای این مسئله اجباری که افراد باید خرید کالا یا یک سرمایه گذاری اولیه داشته باشند تا بتوانند در آن فرصت متعهد شوند4-زمانی که آشکار می گردد افراد تنها به منظور توزیع کننده شدن کالایی را می خرند

5-خیلی از قوانین اگر چه نه همه آنها خرید به قیمت بسته های فروش و لوازم نمایش کالا رااز اصطلاح «عوض ممنوع» استثنا کرده اند.

دریافت عوض غیر مرتبط به فروش نوعا اشاره دارد:1-پرداخت هایی که بابت عضو گیری و پیش رفتن در سطوح صورت می گیرد 2- برنامه ای که در آن حامیان حق الزحمه خود را در نتیجه عضوگیری و فروش کالای غیر ضروری دریافت می دارند.3-برنامه ای که درآن هیچ مدرک فروشی خارج از شبکه توزیع کنندگان وجود ندارد.

در حکمهای دادگاهی که در خصوص این موضوع صادر شده است،عناصر اساسی ذیل به عنوان عناصر طرح های بازاریابی غیر قانونی شناخته شده اند:

1-محصولاتی که هیج بازار واقعی در جهان ندارد.

2-محصولاتی که با قیمت گران فروخته می شوند.

3-خرید های اجباری محصولات شرکت

4-طرح هایی که نتیجه آن گسترش صرف شبکه توزیع کننده است.

5-الزامات سرمایه گذاری نقدی قابل توجه

6-خرید های اجباری محصولات یا خدمات فرعی یا جانبی

7-طرح هایی که در آن محصولات شرکت کلا یا به نحو قابل توجهی تنها مورد مصرف توزیع کنندگان واقع می شود.

8-طرح هایی که درآن توزیع کنندگان در موقعی که ادامه فعالیت نمی نمایند با لیست قابل توجهی از کالاهای فروخته نشده مواجه می شوند.

9-طرح هایی که در آن توزیع کنندگان بیش از آنکه کالایی را از روی نیاز واقعی بخرند آن رابرای پیشرفت در پلان خریداری می نمایند.

10-طرح هایی که اگر اعضای آن خرید ننمایند با شکست روبه رو می شوند.

11-طرح هایی که هیچ تاکیدی بر خرده فروشی به کسانی که مشتری نهایی هستند و در طرح عضو نمی شوند،ندارند.

12-طرح هایی که در آن توزیع کنندگان را به یک شرکت کردن معنادار پس ازآنی که توزیع کننده شوند،الزام نمی نماید.

13-طرح هایی که در آن دستمزدهای پرداختی به توزیع کنندگان بابت قرار گرفتن در سطوح بالا پرداخت می شود.

14-طرح هایی که در آنها پرداخت کمیسیون ها بر اساس خرده فروشی های واقعی نمی باشد.

15-طرح هایی که در آنها تاکید بیشتر در عضوگیری است تا بر فروش محصول

16-طرح هایی که شامل عناصر طرح های بخت آزمایی است که این طرح ها عمدتا مبتنی بر شانس است تا مبتنی به تلاش های با حسن نیت برای فروش.

17-درآمدهای مبتنی برتدلیس یادرآمدهای غیر منطقی مبتنی بر معرفی ها.

 

قوانین ایالتی بخت آزمایی

قوانین ایالتی بخت آزمایی نوعا همان زبانی را که در قوانین بخت آزمایی پستی پیدا شده دنبال می کنند که این قوانین پرداخت عوض رابرای بدست آوردن حق دریافت حق الزحمه ای که مبتنی بر شانس است،ممنوع می نمایند.

آنچه در ذیل می آیدزبان نوعی یک ماده قانونی بخت آزمایی ایالتی است ،که در یک قانون توزیع کنندگی بازاریابی چند سطحی یافت شده است:

ایجاب برای پرداخت،پرداخت یا اجازه پرداخت، به هر کسی که جویای حق الزحمه،جایزه، باز پرداخت ،کمیسیون های حاصل از زیر شاخه ها،کمیسون ،کمیسیون گروهی ،سود یاعوضی دیگر برای پرداخت به هر شرکت کننده ای که پرداخت در آنجا براساس شانس است که برمهارت و قضاوت آن شرکت کننده غالب است،یا جایی که مهارت یا قضاوت به کارگیری شده توسط شرکت کنندگان اثر قابل توجهی بر کسی که جویای حق الزحمه ،جایزه،یا بازپرداخت ،کمیسیون حاصل از زیر شاخه ها،کمیسیون،کمیسیون گروهی،سود یا عوض دیگراست را ندارد یا جایی که شرکت کننده فاقد آن درجه از کنترل بر اجرای چنین پلانی برای قادر ساختن خودبه طور قابل توجهی برای تحت تاثیر قرار دادن مقدارجوینده موارد ذیل، می باشد:حق الزحمه،جایزه، باز پرداخت ،کمیسیون های حاصل از زیر شاخه ها،کمیسون ،کمیسیون گروهی ،سود یا دیگر عوضی که وی دریافت نماید یا مستحق دریافت آن گردد.

اگر چه اداره خدمات پستی امریکا غالبا شرکت ها را تحت تئوری بخت آزمایی تحت تعقیب قرار می دهد،لکن اغلب اقدامات تقنینی ایالتی تحت قانون گذاری هرمی صورت می گیرد تا قانون گذاری بخت آزمایی. به عنوان یک مطلب کلی،ایالت ها بیشتر نگران ساختار یک برنامه بازاریابی چند سطحی هستند(یعنی آن طرح یک طرح هرمی است؟ )تا این سوال که آیا آن برنامه سطوح خیلی زیادی دارد که پرداخت کمیسیون ها درآن تابع شانس است.اگر چه تعداد سطوح پرداختی برای اداره خدمات پستی آمریکا مهم می باشد،ولیکن به نظر می رسد که این مساله برای ایالات اهمیت کمتری داشته باشد.باوجود این ،قانون بخت آزمایی قانون اجرایی برخی ایالات می باشد.

 

قوانین ارجاعی فروش در ایالات ها

 

در عواقب بعدی دعاوی فروش درب به درب چهارچوب های آلومینیومی،تقریبا هر ایالتی قانون ارجاعی فروش را تصویب کرد که این قانون ممنوع می نماید:تعهد به مصرف کننده برای اعطای عوض درازای معرفی مصرف کنندهای دیگر در یک معامله ،جایی که پاداش احتمالی بوده و بر اساس خرید مصرف کننده دومی استوار است. اگر چه تقریبا همه ایالات  قوانین ارجاعی فروش رادارند،لکن ایالات نادری هستند که قوانین ارجاعی فروش را در مورد برنامه هاب بازاریابی چند سطحی به کار گرفته اند. به عنوان مثال در یک پررونده،ایالت آیوا تلاش نمود که قانون ارجاعی فروش را در مورد شرکت «بازاریابی حرفه ای آمریکایی» به کار گیرد،که در این پرونده دادگاه قرار منع تعقیب صادر نمود.به عنوان یک موضوع کلی،به نظرمی رسد که قوانین ارجاعی فروش غیر قابل اعمال در برنامه های بازاریابی شبکه ای می باشدچرا که توزیع کنندگان عوض رادر سمتشان به عنوان (توزیع کنندگان پیمانکار مستقل) دریافت می نمایند نه اینکه سمتشان این باشد که: مصرف کنندگانی که بهمصرف کنندگان دیگر ارجاع می دهند.زبان نوعی در این قوانین به شرح ذیل است:

«فروش های ارجاعی ممنوع :هیج فروشنده یا موجری نباید تخفیف یا پیشنهاد تخفیف یا هر چیز با ارزشی بدهد به خریدار یا مستاجر که این مساله موجب فروش یا اجاره معوض شود و خریدار یا مستاجردر عوض آن لیستی از خریداران یا مستاجران احتمالی به فروشنده یا موجر ارائه نماید،یا اینکه خریدار یا مستاجر ،فروشنده یا موجر را در فروش به افراد دیگر کمک نمایند اگر درآمد ناشی از تخفیف یا هر چیز با ارزش دیگر محتمل بوده و بر مبنای وقوع حادثه ای باشد که متعاقب بر زمانی باشد که خریدار یا مستاجر توافق به فروش یا اجاره می نمایند.»

 

 

قوانین بازاریابی چند سطحی

در دهه های 1980و1990 بسیاری از ایالات متوجه گردیدند که می بایست دسیسه های هرمی را با قوانین هرمی تحت تعقیب قرار دهند. تعدادی از ایالات به این نتیجه رسیدند که صنعت بازاریابی چند سطحی یک صنعت مشروع و قانونی است ولی این مساله نیازمند حمایت های قانونی از مصرف کننده می باشد. بنا بر این تعدادی ازایالات شامل ماساچوست،جورجیا،لوییزیانا، وایومینگ،مریلند و کامن ولث پوئرتوریکو،قوانین توزیع بازاریابی چند سطحی را تصویب نمودند متوجه گردیدند که اداره واجرایی کردن این قانون در حقیقت برای ایالت مشکل است و الزامات ثبت نامی برای بازاریابی چند سطحی را جایگزین نمودند.

پنج ایالت قوانینی را وضع نمودند که به صورت خاص شرکت های بازاریابی چند سطحی را کنترل می نمایند.این ایالت ها عبارت هستند از:جورجیا،لوییزیانا،مریلند،ماساچوست ووایومینگ.( ایالت پوئرتوریکو قانون مشابهی را در این زمینه دارد.)این قوانین ایالتی شرکت توزیع چند سطحی را این طور تعریف می نمایند:

«هرشخص یا شرکت یا موسسه تجاری که کالا یا خدماتی را در ازای یک عوض با ارزش

می فروشد یا توزیع می کند یا تامین می نماید و این کار از طریق نماینده های مستقل پیمانکاران یا توزیع کنندگان در سطوح مختلف صورت می پذیردکه در آن شرکت کنندگان در برنامه بازاریابی می توانند شرکت کنندگان دیگر را عضو گیری نمایند و در این برنامه ها کمیسیون ،کمیسیون های گروهی،جوایز،باز پرداخت ها،تخفیف ها، سودها، یا دیگر عوض ها در نتیجه فروش چنین کالا ها یا خدمات یا عضو گیری،فعالیت یا اجراهای زیر شاخه ها،پرداخت می گردد.»

بسیاری از این قوانین محدودیت هایی را برای فعالیت های شرکت های بازاریابی چندسطحی مقرر کرده اند.یکی از مهمترین این محدودیت ها،الزام بازخرید است که به موجب آن به توزیع کنندگان این حق اعطا می شود که قرار داد خود را به هر دلیلی و در هر زمانی لغو نمایند. و این مسئله شرکت را ملزم می نماید که کالاهایی را که درنزد توزیع کننده است باز خرید نماید و این بازخرید نباید به قیمتی کمتر از نود در صد قیمتی که توزیع کننده خرید کرده است باشد و علاوه بر آن حق الزحمه های بازپرداخت شده توسط توزیع کننده نیز باید مسترد گردد.این پنج ایالت در ضمن شرکت ها رااز ارایه این مطلب که توزیع کنندگان مبالغ دلاری که بیان شده را درخواهند آورد، ممنوع می نماید.اگر چه ایالت های تگزاس و اکلاهما قوانین اجباریباز خرید دوازده ماهه و نود در صد را تصویب کرده اند در این بین ایالت لوییزیانا نیز اجبار به باز خرید دوازده ماهه می نماید.

در پاسخ به این صنعت که نگران اجراهای اختیاری قوانین مبهم هرمی بودند،تعدادی از ایالات تصمیم به به روز نمودن قوانین هرمی که بر طبق استاندارهای این صنعت باشد،نمودند. به عنوان نمونه درسالهای اخیر یک مشاجره قابل ملاحظه و مهمی بین صنعت فروش مستقیم وقانون گذاران رخ داده است که آیا مصرف شخصی به وسیله توزیع کنندگان باید همانند فروش به غیر شرکت کنندگان در طرح،یک خرده فروشی محسوب شودیاخیر؟این موضوع در پروندهای بازاریابی چندسطحی مهم می باشد،چرا که قانون گذاران به این مساله تاکید دارند که طرح های هرمی باید تحت پیگرد قوانین هرمی واقع گردند مگر اینکه اکثر فروش ها،فروش محصولات در خارج از شبکه باشد.

صنعت فروش مستقیم که به  اهمیت مصرف شخصی توسط توزیع کنندگان پی برده است و در طی دهه 1990 این موضوع به یک مساله تنش زا بین صنعت فروش مستقیم،آژانس های قانون گذار ایالتی و کمیسیون تجارت فدرال تبدیل شده است. در نتیجه این امر، صنعت فروش مستقیم در سطح ایالتی به دنبال قانون حمایتی «شرط مصنویت از مسئولیت و کیفر» بود و حداقل سه ایالت این راه را در پیش گرفتند که مصرف شخصی را به عنوان یک خرده فروشی مشروع بشناسد.

این ایالت ها،اوکلاهما، تگزاس و لوییزیانا بودند و توسط صنعت فروش مستقیم آرزو می شد و انتظار می رفت که ایالت های زیاد دیگری این رویه را در پیش گیرند. نوعا این قانون مقرر می داردکه اگر شرکتی قانون بازخرید دوازده ماهه را دارا می باشد، و پس از آن عوضی بابت خرید برای مصرف شخصی یا فروش به افراد غیر شرکت کننده در طرح صورت پذیرد این عوض ی به عنوان عوضی که در نتیجه فروش محصول می باشد ،در نظر گرفته خواهد شد .ایالت لوییزیانا دارای قانون جدیدی می باشد:

عوضی که موجب تشویق دیگران برای پیوستن به طرحمی شود شامل پرداخت هایی که بر اساس فروش محصولات خریداری شده برای مصرف واقعی می باشد،نمی شود که  این شامل محصولاتی می شود که توسط افراد شرکت کننده در طرح مصرف می شوندو شامل پرداخت هایی که شرکت کنندگان در طرح به موجب شروط تجاری معقول داده می شود،نمی گردد.

قوانین ایالتی بازاریابی چند سطحی (مهم برای درک)

اگر چه دولت فدرال از طریق کمیسیون اوراق بهادار و مبادلات سهام،کمیسیون تجارت و فدرال واداره خدمات پستی ایالت متحده ،در طی سالها یک نقش فعال را در کنترل فعالیت های بازاریابی چند سطحی بازی کرده است،لیکن اکثر اقدامات قانون گذاری در سطح ایالات صورت گرفته است.بنابراین این مساله مهم است که سرهم کردن قوانین ایالتی بازاریابی چند سطحی مورد درک قرار گیرد. چه در زمان حاضر و چه در زمان آینده که رشدخواهند کرد.کار کردن با این قوانین یک مساله اساسی برای اجرای یک کسب و کار بازاریابی چند سطحی برای یک شرکت یا توزیع کننده بازاریابی شبکه ای می باشد.
source:www.mlmlegal.com
author:Geffrey Babener
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مصرف شخصی – یک دعوت برای اقدام (2)
دوشنبه 29 اسفند 1390 ساعت 17:45 | بازدید : 602 | نویسنده : gnmardabil | ( نظرات 0 )

 

مصرف شخصی – یک دعوت برای اقدام (2)

صنعت فروش مستقیم بلند صحبت می کند ... چه کسی گوش فرا می دهد؟
 
مدت زیادی طول نکشید که رهبران صنعت فروش مستقیم و افکار حقوقدانان بر جسته به این نتیجه رسیدند که رأی دادگاه استیناف اُمنیتریشن هم به ضرر صنعت فروش مستقیم بود و هم به ضرر میلیون ها توزیع کنندگان مستقل این صنعت.

اگر چه این تصمیم باید به عنوان یک رأی موقت و یک قدم دادرسی برای باز گرداندن موضوع به دادگاه بدوی برای بررسی بیشتر، در نظر گرفته شود، لکن اغلب مشاهده گران به این اعتقادند که زبان این حکم به گونه ای است که اگر برای مدت زیادی باقی بماند، خطر ناک خواهد بود. این صنعت که سالهای زیادی موفقیت ها و پیروزیهای زیادی کسب کرده بود و استانداردهایی را برای حمایت از مصرف کنندۀ آمریکایی تصویب کرده بود، حال باید از خود دفاع نماید که یک دسیسۀ هرمی نمی باشد. مهم به نظر رسید که صنعت فروش مستقیم در مورد نگرانی هایش بلند و واضح صحبت کند.این نگرانیها زمانی که «انجمن فروش مستقیم» به طرفداری از این صنعت لایحه ای را در پرونده قرار داد، به اوج خود رسید. «انجمن فروش مستقیم» که اعضایی مانند«اَوِن»، «تاپِروِر»، «اَم وِی» ، «شاکلی» و «مری کِی» عضو آن هستند، در لایحۀ خود شرط مهمی را در خصوص تصمیم دادگاه مطرح نمود. داوطلب کمک به دادگاه از دادگاه استیناف خواست که رأی خود را دوبارۀ ملاحضه نماید و نه تنها از سه نفر هیئت داوری بلکه از قضات دور نهم دادگاه استیناف نیز خواست که به موضوع، دوباره رسیدگی نمایند.
 
انجمن فروش مستقیم این موضوع را ضروری دانست که توجه دادگاه را به حقایقی جلب نماید که ظاهراً در صدور حکم از آن ناآگاه بوده است. انجمن از دادگاه درخواست کرد که:«توجه داشته باشد که مصرف محصولات شرکت های فروش مستقیم توسط شرکت کنندگان آنها یک عنصر طبیعی ولازم در فروش مستقیم است. بسیاری از شرکت کنندگان طرح های فروش مستقیم از انواع مختلف آن که شامل بازاریابی چند سطحی می شود، زمانی به طرح علاقمند می شوند که یک مصرف کنندۀ راضی از محصولاتی که می فروشند، باشند. این یک اصل مسلّم فروش مستقیم است که زمانی توزیع کنندگان محصولات را به خوبی بازاریابی می کنند و این فرصت را به دیگران ارائه می دهند که یک شرکت محصولاتش را با موفقیت برای خود توزیع کنندگان بازاریابی کرده باشد.
انجمن برای آنکه ناسازگاری نظر دادگاه را با این واقعیت که صنعت فروش مستقیم چطور فعالیت می نماید، نشان دهد، یک تحلیل آماری از مصرف شخصی به وسیلۀ توزیع کنندگان ارائه می دهد:« فروش به توزیع کنندگان و مصرف محصولات یک طرح توسط آنان می تواند یک مسأله حیاتی برای موفقیت یک شرکت فروش مستقیمِ با حسن نیت می باشد. نخستین مشتریان برای بسیاری از شرکت های فروش مستقیم، توزیع کنندگان آنها هستند. در یک تحقیق در سال 1992 در مورد کسانی که در گیر مسألۀ فروش مستقیم هستند، این نتیجه بدست آمد که 7/90% از کسانی که وارد صنعت فروش مستقیم شده اند به این علت بوده که آنها محصولات را دوست و به آن اعتقاد داشته اند. در تحقیق وسیع دیگری که در مورد شرکت های فروش مستقیم در سال 1995 انجام شد، این نتیجه بدست آمد که مصرف شخصی به وسیلۀ فروشندگان و خانواده های آنها، نزدیک به یک سوم از خرده فروشی توسط شرکت های فروش مستقیم در سال 1994 را تشکیل می داده است.»انجمن فروش مستقیم آمریکا برای اینکه توجه دادگاه را به این واقعیت در خصوص صنعت بازاریابی شبکه ای که چندین دهه فعال است، جلب نماید، این مسأله را مورد مشاجره قرار داد که دادگاه آغازگر یک استاندارد اشتباه می باشد. یعنی با ایجاد فرض غیر قانونی بودن طرح های بازاریابی شبکه ای به عنوان دسیسه های هرمی، در صورتی که کمیسیون صرفاً بر اساس فروش کالا به افراد غیر شرکت کننده در طرح، پرداخت نشود. انجمن فروش مستقیم این موضوع را مطرح نمود که استانداردهای بازخرید و نیز قانونگذاری در این خصوص سابقاً خود هدف قوانین امنیتی برای حمایت از مشتری را تأمین کرده است و باعث جلوگیری از انباشته شدن کالاها در دست توزیع کننده یا ضرر های مالی قابل توجه به آنها می شود.
 
همچنین انجمن بیان نمود که چنین قانونی در طی سالها نسبتاً خوب عمل کرده است.که نمونه بارز آن را می توان در شرکت «اَم وِی» مشاهده نمود. این موضوع باید مورد توجه واقع گردد که همانند شرکتهای پیشگام، بسیاری از ایالت ها و حتی دولت کانادا در قوانین جدید فدرال، مصرف شخصی به وسیلۀ توزیع کنندگان را به عنوان یک خرده فروشی به مصرف کنندۀ نهایی شناختند همانطور که در پروندۀ شرکت «کاسکات» مطرح و تشخیص داده شده بود.
 
روز نادری است که بسیاری از شرکت های رقیب هم صدا شده اند. متأسفانه اعتراض آنها همانند فریاد در بیابان می باشد.دادگاه به توضیحات کمک دهندۀ دادگاه توجهی نکرد و پرونده جهت بررسی بیشتر به دادگاه بدوی فرستاده شد. و آنجا جایی است که مسأله وجود دارد. و به موجب آن هر روز به وسیلۀ مقامات و مأمورین قانون به اسم شرکت «اُمنیتریشن» بر سر شرکت ها کوبیده می شد.
زیر تیغ شمشیر
 
شرکت «اُمنیتریشن» به روی صنعت بازاریابی شبکه ای مانند «شمشیر داماکلز» قرار گرفت. کار سالیان متمادیِ صاحبان شرکتهای بازاریابی شبکه ای و میلیون ها توزیع کنندۀ آنها به طور کلی در ریسک قرار گرفت. با توجه به وجود قوانین گنگ و مبهم در خصوص فعالیتهای تجاری هرمی و فریبکارانه، مقامات قانونگذاری ممکن است که «اُمنیتریشن» را به دادگاه احضار نمایند تا بحث نماید که شرکتهای بازاریابی شبکه ای،هرمی هستند.
چه کاری نیاز است که انجام شود که این شرکت ها آسوده خاطر شوند. در واقع نسبتاً ساده است: اصلاح قوانین هرمی ایالتی، قوانین امنیتی فدرال و قوانین کمیسیون تجارت فدرال مبنی بر اینکه مصرف شخصی به وسیلۀ توزیع کنندگان در یک حجم معقول یک خرده فروشی مشروع کالاها و خدمات می باشد. یک اصلاحیۀ ساده در قانونگذاری فضا را صاف می نماید. تعریف جامع «خرده فروشی» و «فروش به مصرف کنندۀ نهایی» که باید به وسیلۀ دادگاهها و قانونگذاران مورد استفاده قرار گیرد، چیست؟ صنعت فروش مستقیم تأکیدی معتبر دارد مبنی بر اینکه خریدهایی که مورد استفادۀ توزیع کنندگان واقع می گردد، می بایست به عنوان فروش به «مصرف کننده نهایی» در نظر گرفته شود. گویا تعریف ذیل از «خرده فروشی» یا «فروش به مصرف کنندۀ نهایی» یک استاندارد عادلانه برای قوانین ایالتی و فدرال می باشد:
«یک خرده فروشی یا فروش به مصرف کنندۀ نهایی شامل فروش به افراد غیر شرکت کننده در طرح و فروش به توزیع کنندگان برای مصرف شخصی یا خانوادگی در یک حجم معقول می شود، که در حالت اخیر، خرید صرفاً برای دریافت کمیسیون ها، کمیسیون های حاصل از فروش زیر شاخه ها، یا برای رسیدن به یک موقعیت در برنامه بازاریابی، نمی باشد.»
چنین شیوه ای مورد استفاده قانونگذاری ایالتی (مانند تکزاس و کنتاکی)، دولت کانادا، دادگاههای متعدد و آژانس های قانونگذاری جهت ایجاد یک استاندارد عادلانه، واقع شده است که این استاندار هم از صنعت فروش مستقیم و هم از مصرف کنندگانِ چنین فرصت های درآمدی حمایت می نماید.


فرصتی در مقابل
 

شاید الآن فرصت آن است که فضا شفاف شود. شاید الآن زمان و فرصت برای صنعت فروش مستقیم است که ده میلیون شرکت کنندگان آن از نمایندگان خود انتظار بری شدن را دارند. ابرِ اُمنیتریشن برای فعالان بازاریابی شبکه ای چیزی نیست که صرفاً با بستن چشمها و آرزوی حل شدن مسئله، دور شود.
نیاز به اصلاحات ساده ولی مؤثر در قوانین ایالتی و فدرال وجود دارد.

مصرف شخصی – یک دعوت برای اقدام (1)

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مصرف شخصی – یک دعوت برای اقدام (1)
دوشنبه 29 اسفند 1390 ساعت 17:43 | بازدید : 646 | نویسنده : gnmardabil | ( نظرات 0 )

 

مصرف شخصی – یک دعوت برای اقدام (1)

سرحال ... تقریبا

صنعت بازاریابی چند سطحی به خوبی کار می کرد. بر روی یک فهرست نوشته شده بود: بیست میلیارد دلار فروش ... ده میلیون توزیع کنندۀ اضافی ... مطبوعات خوب ... حتی قانون خوب ... رضایتمندی. این زندگی و اوقات چقدر سست هستند؟ هیئت منصفۀ سه نفره در دادگاه- که نِتوُرکرهای اندکی می توانند تشخیص دهنده یک خلاصۀ رأی که توسط این هیئت منتشر شود، باشند- صحت اساسی راهی که صنعت بازاریابی شبکه ای طی می کند را مورد چالش قرار دادند. نمونه قانونی شبانه تغییر یافت ... موانع را اداره نمایید … نتورکرها بیدار شوید...

دادگاه استیناف ایالات متحده در دور نهم تصمیم موقتی صادر کرد مبنی بر اینکه حکم رد دعوی بدون رسیدگی در ماهیت که به نفع شرکت «اُمنیتریشن» در خصوص ادعای هرمی بودن این شرکت و توسط دادگاه بدوی صادر شده بود، می بایست نقص شود. فعالان صنعت بازاریابی شبکه ای که این حکم را مشاهده کردند قائل بر آنند که دادگاه حکمی را صادرنمود که لازم نبود موقت باشد و دادگاه چیزهایی را گفت که نیاز به گفتن آنها نداشت. منتقدین این حکم را بر اساس یک استدلال ضعیف دانسته و آن را بد اطلاع رسانی شده خواندند و نیز آنرا یک اعمال تبرّع دانستند. مقامات مسئول قانونگذاری بالا و پایین پریدند. چه ابزاری! متخصصین حقوقی پیش بینی کردند که قانونگذاران می توانستند حکم شرکت اُمنیتریشن را در جهت اینکه صنعت بازاریابی شبکه ای را جزا دهنده نگه دارند، استفاده نمایند. زبان حکم به صورتی بود که «بینی ظالم» را در حصار قرار داد و بسیاری به درستی پیش بینی کردند که استراحت جانور می توانست ادامه یابد.

در بیداری آن ... دنبالۀ باقی مانده

بر خلاف اعتراض صنعت بازاریابی شبکه ای مبنی بر اینکه حکم شرکت اُمنیتریشن یک کار پرپیچ و خم دادگاه در یک رسیدگی موقت بود، مقامات مسئول قانونگذاری سریعاً حکم شرکت اُمنیتریشن را به عنوان یک استاندارد جدید قانونی اعلام نمودند. در حقیقت، شرکت اُمنیتریشن یک تلۀ قانونی شد چرا که مقامات مسئول، صنعت بازاریابی شبکه ای را مجبور کردند که قوانین غیر واقع بینانه و حکومت بالا – پایین شونده و مدیریت خُرد را بپذیرد. از کالیفرنیا تا کارولینای شمالی، از نیویورک تا فلوریدا، شرکت ها تحت فشار تحدید دادخواهی، قرار منع یا مطالب متناقض مطبوعات بودند مبنی بر اینکه تسلیم توافقات رضایتمندانه ای شوند که آنها را الزام می کرد که بر خلاف آنچه این صنعت در سه دهۀ گذاشته عمل می کرد، عمل نمایند. شرکت های نو ظهورتر خود را تحت استانداردهای اختیاری محدود کننده یافتند که متفاوت از آنهایی بودند که به موجب شرکت هایی قدیمی ترِ خوب تأسیس شده، ملزم بودند. هر چند این شرکت های قدیمی تر مجبور بودند که بدانند حیات آنها در گرو مسأله ای است که شرکت اُمنیتریشن و مقامات مسئول قانونگذاری به روی میز قرار داد اند که آیا مصرف شخصی کالا به وسیله توزیع کنندگان یک شرکت، یک مصرف مشروع نهایی فروش هایِ شرکت های بازاریابی شبکه ای است؟مقامات مسئول قانونگذاری بر مبنای اتکا به حکم دادگاه گیج شدند که معنای قانون معروف هفتاد درصد شرکت «اَم وِی» و قانون ضدّ انباشته شدن کالا چیست که بیان می دارند شرکت های بازاریابی شبکه ای هرمی هستند مگر اینکه حداقل هفتاد درصد کالاهای خریداری شده توسط توزیع کنندگان بازاریابی شبکه ای به افراد غیر شرکت کننده در طرح فروخته شود. مقامات قانونگذاری بدون آنکه بخواهند که بفهمند مصرف شخصی توسط توزیع کنندگان یک مؤلفه مهم استراژی همه شرکت های فروش مستقیم است، ابراز داشتند که منتقدین شاید در کره مریخزندگی می کردند چرا که دچار فقدان درک این موضوع اند که این صنعت مهم چه طور کار می کند.

جایی که دادگاه شرکت اُمنیتریشن اشتباه کرد

در حکم معروف قدیمی تر که در مورد شرکت کاسکات بود، دادگاه استیناف فدرال حکم کرد که در یک برنامۀبازاریابی چند سطحی اگر پرداخت کمیسیون ها غیر مرتبط با فروش محصول به مصرف کنندۀ نهایی باشد،آن طرح هرمی خواهد بود. این استاندارد یک مسأله قابل اطمینان برای شرکت های صنعت فروش مستقیم می باشد. هر چند دادگاه استیناف شرکت اُمنیتریشن،گویا به علت عدم درک صنعت فروش مستقیم ، چند قدمی بیشتر در تفسیر حکم شرکت کاسکات رفت. دادگاه استیناف اُمنیتریشن ابراز داشت که، ساختار بازاریابی چند سطحی بر اساس ظاهر آن تنها در صورتی قانونی خواهد بود و هرمی نخواهد بود که کمیسیون ها صرفاً بابت فروش محصول به غیر توزیع کنندگان، پرداخت گردد و در این صورت است که آن طرح با استانداردهای پرونده شرکت «اَم وِی»- به دادخواهی کمیسیون تجارت فدرال- و شرکت کاسکات مطابقت خواهد داشت. دادگاه حتی الزام به خرید ماهانۀ شخصی توزیع کنندگان را که توسط تقریباً همۀ شرکت های فروش مستقیم مقرر گردیده بود را با بدی انباشته شدن کالا در دست توزیع کننده یکی دانست. (دادگاه این نتیجه اشتباه را بر اساس ظاهر قانون هفتاد درصد و سیاست بازخرید محصولات، که توسط شرکت اُمنیتریشن پذیرفته شده بود، گرفت). آیا شرکت های «اَم وِی»، «شاکلی» و «مِری کِی» می توانند از این معیار و آزمایش سربلند بیرون آیند؟

شیوۀ دوره نهم دادگاهاستیناف یک تهدید جدی برای صنعت بازاریابی شبکه ای می باشد چرا که یک فرض غیر قانونی بودن را برای یک طرح بازاریابی چند سطحی ایجاد می کند. این شیوه با واقعیت های صنعت فروش مستقیم ناسازگار است چرا که توانایی یک برنامۀ بازاریابی چند سطحی را برای اینکه بر روی مصرف شخصی یا خانوادگی به وسیله توزیع کنندگان به عنوان «فروش به مصرف کنندۀ نهایی» حساب کند، انکار می نماید. تقریباً همۀ شرکت های فروش مستقیم پاداش ها را بر مبنای فروش عمده ای از محصولات پرداخت می نمایند و مصرف شخصی یا خانوادگی به وسیلۀ توزیع کنندگان را خرده فروشی قانونی محسوب می نمایند. علی رغم پرداخت پاداش ها بر اساس فروش عمده ای از محصولات، صنعت فروش مستقیم توزیع کنندگانش را از سوء استفاده از دسیسه های هرمی انباشته شدن کالا حفظ می کند و این کار را به وسیلۀ سیاست باز پس گیری کالا و قانون هفتاد درصد انجام می دهد.
حکم دادگاه استیناف به چند دلیل خدشه دار به نظر می رسد. نخست آنکه رأی دادگاه به نظر می رسد که متناقض با مدرکی باشد که دادگاه بدوی بر طبق آن رأی صادر کرده است. ثانیاً اینکه دادگاه به حقایق پرونده های استینافی پیشین توجه نکرده است. دادگاه تمرکز بر روی سوء استفاده هایی که توسط حکمهای دادگاههای قدیمی تر کشف شده بود نداشت که این احکام در بردارندۀ عناصر طرح های هرمی بود: سرمایه گذاری اولیه زیاد، عدم برگشت کالاهای انبار شده، دستمزدهای به واسطۀ پیشرفت در سطوح به وسیلۀ عضو گیری، قیمت های گران، محصولات بی ارزش، درآمد های بسیار بالا و تدلیس، و اینکه هیچ مدرکی بابت مصرف محصولات یافت نشود. مهمتر از همه آنکه، دادگاه این واقعیتراکه برنامه های بازاریابی در این صنعت که خود بنا نهاده شده، چطور کار می کنند را مورد غفلت قرار داده بود. دادگاه بار اثبات دعوا را به گردن شرکت های قانونی انداخت که اثبات نمایند هرمی نمی باشند. اظهار دادگاه مبنی بر اینکه چنین برنامه های بازاریابی ملزم به سقوط هستند بر خلاف موفقیت های چند دهۀ شرکت هایی مانند «اَم وِی»، «شاکلی» و «مری کِی» می باشد. در ذهن نداشتن اهداف قوانین امنیتی و پرونده های هرمی که قصد دارند یک مصرف کنندۀ نهایی را از سوء استفادۀ فعالیت های هرمی حفظ نمایند،خود یک سوء استفاده آشکار است که می بایست در ارزیابی یک دسیسۀ هرمی بر طبق اغلب دادگاههای دیگر، مورد توجه واقع گردد. مشاهده کنندگان صنعت فروش مستقیم بر این اعتقادند که با به وجود آوردن اینفرض توسط دادگاه که یک بازاریابی چند سطحی یک هرم غیرقانونی است مگر اینکه کمیسیون های پرداختی در آن تمامآً بر اساس فروش به غیر شرکت کنندگان در طرح باشد، دری برای قانونگذاری تحمیلی باز شده است.
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


طرح پلکانی
دوشنبه 29 اسفند 1390 ساعت 17:40 | بازدید : 673 | نویسنده : gnmardabil | ( نظرات 0 )

 

طرح پلکانی

پله های يک راه پله را در نظر بگيريد و فرض کنيد که هر کدام از پله ها در سلسله مراتب طرح بازپرداختمعرف مقام يا مرتبه جداگانه ای است. به عنوان مثال اولين پله مي تواند متعلق به "مجری فروش" باشد و آخرين پله متعلق به "مدير ملی" ؛و پله های ميانی هم مربوط به ساير رتبه ها و عناوين. به هر پله درصد جداگانه ای اختصاص مي دهند که نشان دهنده درصد تخفيفی است که توزيع کنندگان دارای آن رتبه مي توانند برای خريد کالاها از آن استفاده کنند. برای مثال يک مجری فروش مي تواند کالا های شرکت را با 20%  تخفيف خريداری کند، در صورتی که يک مدير ملی ميتواند از 40% تخفيف بهره مند شود. هرقدر فرد کالای بيشتری خريد کند و هرقدر سازمان فروش او کالا های بيشتری خريد کنند، او سريعتر مي تواند ارتقای رتبه پيدا کند. ارتقای رتبه با ساختن تعداد مشخصی بازو در سازمان فروش شخص  -معمولا بيش از 4 بازو و کمتر از 10 – و ميزان فروش انجام شده در کل سازمان فرد اتفاق می افتد.
هنگامی که يک توزيع کننده به بالاترين پله ميرسد، اين امتياز را مي یابد که از حامی خود جدا يا به اصطلاح منشعب شود. در اين مرحله، هر يک از افراد گروه مستقيم فرد، يک نسل محسوب مي شود و لذا حامی فرد به سبب فروش انجام شده در گروه نسل هايش پاداش ويژه دريافت خواهد کرد. گاهی اوقات در مجموعه يک فرد چندين توزيع کننده منشعب شده و تشکيل نسل مي دهند که به ازای هر نسل، فرد صاحب گروه 5% پاداش دريافت مي کند اين رقم ها در شرکت های مختلف متفاوت است
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


بررسی طرح باینری Binary
دوشنبه 29 اسفند 1390 ساعت 17:39 | بازدید : 871 | نویسنده : gnmardabil | ( نظرات 0 )

 

بررسی طرح باینری

آخرین طرح بازپرداخت ایجاد شده طرح باینری می باشد. در طرح باینری یک توزیع کننده می تواند یک یا بیشتر "جایگاه تجاری" خریداری کند که هر کدام فقط توانایی داشتن 2 دست را دارند. بیشتر پورسانت ها براساس حجم فروش کل مجموعه پرداخت می شود تا از درصد فروش چند لایه از توزیع کنندگان. به عبارت دیگر پرداخت ها براساس حجم فروش کل گروه می باشد نه براساس سطوح. در این طرح حجم فروش باید از یک تعادل در هر دو دست برخوردار باشد تا شخص بتواند کمیسیون خود را دریافت کند.

طرفداران این طرح چندین مزایا برای این طرح بیان می کنند؛ اول اینکه در این طرح پورسانت ها هفتگی پرداخت می شود.از آنجایی که این طرح شبیه یک ماتریکس با دو دست می باشد توضیح آن راحت و آسان است. همچنین مشارکت و همکاری گروهی در این طرح به علت اینکه پرداخت براساس حجم فروش گروهی می باشد بیشتر شده است. عده ای هم بر این باورند که آزادی عمل در این طرح به علت نامحدود بودن پرداخت و اینکه شخص می تواند چندین جایگاه داشته باشد بیشتر است.

طرح باینری یکی از جنجالی ترین طرح های بازپرداخت می باشد. خاستگاه این طرح در اوایل دهه 90 با برنامه های فریبنده سکه های طلا شروع شد. و حتی استفاده های بعدی از آن برای ارائه محصولات مصرفی به وجهه ی این طرح کمکی نکرد. محصولاتی که بعدها در این طرح قرار گرفتند، محصولاتی نظیر بلیط های گرانقیمت، محصولات و سرویس های غیر مصرفی و یکبار مصرف، عضویت در کلوپ های مسافرتی و کارت های گرانقیمت تلقن بود.

در پایان دهه 90 و بعد از بحث و جدل قانونی بسیار بروی این طرح، باینری از محبوبیت چندانی بر خوردار نشد و فقط کمپانی های نظیر USANA هستند که جنبه مصرفی این طرح را به کار می گیرند

منتقدان بر این باورند بکار بردن این طرح مشکلات قانونی و تجاری زیادی را به همراه خواهد داشت. در این طرح شرکت و توزیع کنندگان بیشتر به تبلیغ و توسعه طرح تجاری شرکت (Plan) می پردازند تا محصول و فروش آن و همین مورد باعث ایجاد اتهام "Game Money" به این طرح می شود. اغلب طرح هایی که در آنها هر نفر فقط یکبار فروش انجام می دهد،ظاهر سازی و جوسازی بسیاری در جهت پوشاندن هرمی بودن طرح انجام می دهند.

در بعضی از مدل های این طرح افراد را به داشتن چند جایگاه تجاری تحت عنوان سرمایه گذاری بیشتر تشویق می کنند همچنین در بعضی از انواع مختلف این طرح مقداری از پول افراد بابت حق عضویت کسر می شود. شرط تعادل در این پلان می تواند به این معنا باشد که در ازای فعالیت سخت درآمدی نداشته باشید. در این طرح فعالیت های شخصی شما به علت شرط تعادل ممکن است محاسبه نشود. این امکان که یک شخص می تواند چند جایگاه داشته باشد و چندین بار بتواند وارد سیستم شود شاید جوی شبیه یک بازی ایجاد کند

 

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


یونی لول Unilevel
دوشنبه 29 اسفند 1390 ساعت 17:38 | بازدید : 2917 | نویسنده : gnmardabil | ( نظرات 0 )

 

یونی لول

در طرح يونی لول مشتريان فعال مي توانند بابت سطوح متعددی کميسيون دريافت کنند برای مثال 5% از
هر سطح. در اکثر طرح های يونی لول حداکثر تا 7 سطح کميسيون پرداخت مي شود دليل اين امر بسيار ساده است:  هر قدر تعداد سطوح بيشتر باشد، شرکت بايد پول بيشتری به توزيع کنندگان بپردازد. نکته مهم در مورد اين طرح آن است که فرد مي تواند در سطح انتهايی به اندازه سطح اوليه درآمد کسب کند البته مشروط بر اينکه درصد پرداختی برای همه سطوح با هم برابر باشند؛ مثلاً در هر يک از سطح 5 درصد کميسيون پرداخت شود. در برخی از طرح هاي يونی لول در يک يا دو سطح کميسيون های بيشتری به مشتريان پرداخت مي شود.
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


بررسی شرکت بازاریابی شبکه ای از جهت محصول و طرح درآمدزایی- قسمت دوم
دوشنبه 29 اسفند 1390 ساعت 17:37 | بازدید : 870 | نویسنده : gnmardabil | ( نظرات 0 )

 

بررسی شرکت بازاریابی شبکه ای از جهت محصول و طرح درآمدزایی- قسمت دوم

طرح بازپرداخت

جفری بابنر وکیل حقوقی خاطرنشان می کند که یک شرکت بازاریابی شبکه ای قانونی نباید روی درآمد مشتریان مانور بدهد مگر با ارائه اسناد و مدارک. برای مثال اگر نماینده شرکتی ادعا کند شما با چندین ساعت کار در هفته می توانید میزان معینی درآمد کسب کنید باید از او دلیل و مدرک بخواهید اگر مدرکی ارائه نشد به دنبال فرصت های دیگری باشید.

اکثر بازاریابان شبکه ای به دادن وعده وعید های درآمد بد نام شده اند اما بازاریابان حرفه ای از دادن چنین وعده هایی امتنا می ورزند مگر موقعی که بتوانند دلیل و مدرک ارائه دهند اگر کسی که قرار است حامی شما شود ،به شما گفت که دارد فلانی میزان نامعقول درآمد کسب می کند از او بخواهید چک حقوقی اش را به شما نشان دهد اگر امتنا کرد به دنبال حامی شرکت دیگری بروید اما اگر توانست دلیل مدرک بیاورد، خوب قضیه فرق خواهد کرد.

 

در جستجوی یک طرح بازپرداخت متعادل

در این قسمت راهنمایی هایی آورده ایم که در تشخیص یک طرح بازپرداخت متعارف به شما کمک خواهد کرد

یک طرح بازپرداخت متعادل:

1.       حق الزحمه توزیع کنندگان را عادلانه پرداخت می کند

2.       حجم خرید معقولی را در نظر می گیرد تا توزیع کنندگان بتوانند به راحتی جزء فعالان محسوب شوند

3.       برای افراد جدید کمیسیونی در نظر می گیرد تا به ادامه کار تشویق شوند

4.       برای توزیع کنندگان پاره وقت، ویژگی هایی در نظر می گیرد

5.       برای توزیع کنندگان تمام وقت که مدت زیادی با شرکت همکاری کرده اند، پاداش ها و درصد های ویژه ای در نظر می گیرد تا از وفاداری آنها قدردانی کند.

 

پرداخت عادلانه به توزیع کنندگان

یک طرح بازپرداخت متعادل ، قسمت عادلانه یا منصفانه ای از عایدی فروش شرکت را به توزیع کنندگان می دهد. اما منظور از عادلانه چیست؟ این مسئله بستگی به این دارد که آیا شرکت فروشنده محصول است یا ارائه دهنده خدمات؟ واینکه قیمت واقعی هر محصول یا خدمت چقدر است. کن راد در این باره می گوید : بطور کلی ، قسمت عادلانه حدودا 40 تا 50 درصد از کل عایدی شرکت می تواند باشد. شرکت نمی تواند بیشتر از 55% از عایدیش را به توزیع کنندگان بدهد، مگر اینکه قبلا فاتحه خودش را بخواند. اما برخی شرکت های خدماتی ممکن است بتوانند تا 80 درصد هم بپردازند و در عین حال باز هم سود کنند. اما در هر حال پرداختی زیر 40% عایدی غیر منصفانه است شرکتی که درصد بسیار کمی کمیسیون می دهد در دراز مدت انگیزه توزیع کنندگان را از بین می برد زیرا آنها قادر نخواهند بود پول زیادی درآورند.

 

لحاظ کردن اکثریت پاره وقت

کن راد در این باره می گوید: «یک طرح متوازن شامل فرصتی مطلوب برای آنهایی است که قصد کار پاره وقت دارند» اهمیت ویژه قائل شدن برای افراد پاره وقت بسیار کلیدی است؛ زیرا این افراد اکثریت سازمان فروش را تشکیل می دهند و در واقع فضای بین افرادی با رده بالاتر و تازه وارد ها را پر می کنند. کن راد در ادامه می گوید: طرح بازپرداخت باید بگونه ای باشد که جوابگوی زحمات این اکثریت زحمتکش باشد. یعنی برای آنها پاداش ها و امتیازاتی را در نظر بگیرد. ممکن است این افراد در ادامه فعالیتشان به صورت تمام وقت کار کنند اما بیشترشان پاره وقت باقی می مانند.

 

شناخت مهمتریت طرح های بازپرداخت

احتمالا چندید سال قبل هم، فهم طرح ها بازپرداخت به اندازه امروز کمی مشکل بوده است اما بدون شک دسته بندی کردن آنها ساده تر از امروز بوده است. دلیل این امر آن است امروزه ، شرکت ها از طرح های ترکیبی یا آمیخته استفاده می کنند، بدین نحو که بهترین قسمت های دو یا بیش از دو طرح را با هم ترکیب می کنند و طرحی جدی ایجاد می کنند. خوشبختانه تجربه نشان داده که نتیجه چنین طرح هایی هم به نفع شرکت ها و هم به نفع توزیع کنندگان آنهاست. از آنجا که مسئولان دولت ها بر سر پیچیدگی طرح ها اختلاف نظر دارند، لذا شرکت ها از به کار گیری طرح های بحث برانگیز اجتناب می کنند. اگر قصد دارید به یک شرکت بازاریابی شبکه ای بپیوندید، به احتمال زیاد یکی یا چند نام از اسامی زیر را خواهید شنید. این چهار طرح، طرح های پایه ای می باشند:

1.       طرح پلکانی

2.       طرح های یونی لول

3.       طرح های ماتریکس

4.       طرح ها باینری

بله گفتیم طرح پایه ای چون بعضی از شرکت ها این طرح ها را با هم ترکیب می کنند که با نام طرح های «Hybrid» شناخته شده است.

برای مثال شما امکان دارد با یک طرح باینری Front End که با یک یونی لول Back End و یا یک یونی لولFront End که همراه با طرح پلکانی Back End ترکیب شده باشد مواجه شوید. اصطلاح Front End را زمانی بکار می برند که از یک طرح در جهت افزایش اعضا استفاده شود و Back End به طرحی که باعث ایجاد درآمد رسوبی در پلن می شود.

در اوایل 1980 ما طرح پلکانی (Braekaway) را مشاهده می کنیم، شرکت هایی همچون Nuskin،Herbalife ، Watkins ، shaklee ، pre paid legal که از این طرح استفاده کردند و موفقیت های چشمگیری داشتند.

در اواسط دهه 80 طرح ماتریکس بوسیله شرکت  Melaleuca عرضه شد.

در اوایل و اواسط دهه 90 طرح یونی لول در شرکت هایی نظیر Freelife ، Life Plus ، Nu vision و ACNمعرفی و ارائه شد.

بالاخره در اواخر دهه 90 طرح باینری دیده شد. شرکت های زیادی هستند که می آیند و می روند و از این طرح استفاده می کنند اما شرکت های معدودی که هنوز از این طرح استفاده می کنند و به کار خود ادامه می دهند شرکت USANA و Market America می باشد

در اینجا به توضیح طرح باینری به علت گسترش آن در سال های اخیر در ایران می پردازیم و نظرات چند تن از کارشناسان را بیان می کنیم.

جفری بابنر در مورد باینری می گوید:

«طرح باینری یکی از جنجالی ترین طرح های بازپرداخت می باشد. خاستگاه این طرح در اوایل دهه 90 با برنامه های فریبنده سکه های طلا شروع شد. و حتی استفاده های بعدی از آن برای ارائه محصولات مصرفی به وجه ی این طرح کمکی نکرد. محصولاتی که بعدها در این طرح قرار گرفتند، محصولاتی نظیر بلیط های گرانقیمت، محصولات و سرویس های غیر مصرفی و یکبار مصرف، عضویت در کلوپ های مسافرتی و کارت های گرانقیمت تلقن بود.

در پایان دهه 90 و بعد از بحث و جدل قانونی بسیار بروی این طرحف باینری از محبوبیت چندانی بر خوردار نشد و فقط کمپانی های نظیر USANA هستند که جنبه مصرفی این طرح را به کار می گیرند

منتقدان بر این باورند بکار بردن این طرح مشکلات قانونی و تجاری زیادی را به همراه خواهد داشت. در این طرح شرکت و توزیع کنندگان بیشتر به تبلیغ و توسعه طرح تجاری شرکت (Plan) می پردازند تا محصول و فروش آن و همین مورد باعث ایجاد اتهام "Game Money" به این طرح می شود. اغلب طرح هایی که در آنها هر نفر فقط یکبار فروش انجام می دهد،ظاهر سازی و جوسازی بسیاری در جهت پوشاندن هرمی بودن طرح انجام می دهند.

در بعضی از مدل های این طرح افراد را به داشتن چند جایگاه تجاری تحت عنوان سرمایه گذاری بیشتر تشویق می کنند همچنین در بعضی از انواع مختلف این طرح مقداری از پول افراد بابت حق عضویت کسر می شود. شرط تعادل در این پلان می تواند به این معنا باشد که در ازای فعالیت سخت درآمدی نداشته باشید. در این طرح فعالیت های شخصی شما به علت شرط تعادل ممکن است محاسبه نشود. این امکان که یک شخص می تواند چند جایگاه داشته باشد و چندین بار بتواند وارد سیستم شود شاید جوی شبیه یک بازی ایجاد کند»

زیگ زیگلر در مورد باینری می گوید:

«کن راد که قبلاً هم، نتورکر بوده و هم مدیر يک شرکت نتورک مارکتینگ و طرح هاي متعددی را از نزديک مشاهد کرده، مي گويد: اين طرح در شرايط مناسب ميتواند طرح خوبی باشد در طرح باينری معمولاً پاداش مشترين فعال به صورت هفتگی پرداخت ميشود. اين طرح افراد را به انجام دادن کار تيمی تشويق ميکند زيرا ،همانطور که در ادامه اين قسمت توضيح خواهيم داد دريافت کمیسیون از سوي يک مشتري فعال تابع شرايط خاصی است در طرح باينری ، به گفته کن راد، بسياری از افراد توانسته اند در زمان کم پول زيادی به دست آورند زيرا در اين طرح بابت معرفی افراد پول خوبی پرداخت ميشود. اما اين مسئله همچنين نقطه ضعف این طرح است شک نيست که برای بقاء يک شرکت نتورک مارکتینگ ،بايد کالاها يا خدماتی فروخته شود. در طرح باينری ،غالبا افرادی وارد ميشوند که مايلند سريع به درآمد فراوانی برساند ، و چنين افرادی نيز به راحتی از کار خارج ميشوند. ويژگی درآمد سریع در طرح باينری همچنين موجب جو سوء زن آميزی در ميان مسئولان دولتی ناظر به طرح های پرداخت بازريابي چندسطحی شده است. جفری بابنر ، وکيل حقوقی و نويسنده کتاب نتورک مارکتينگ "آنچه بايد بدانيد" در توضيح اين مسئله ميگويد : طرحه باينری از همان اوايل دهه 1990 بدبختانه شروع بدی داشت منظورم حقه های مربوط به سکه های طلا و امثال آن است. در اواخر دهه 1990 و بعد از گير و دارهای حقوقی مربوط به طرح باينری، اين طرح ديگر روج چندانی نداشت با وجود اين امروزه شرکت های هستند که از اين طرح استفاده مي کنند و موفق هم بوده اند البته برای هر شرکّتی ،کنار گذشتن يک طرح و به کار گيري يک طرح ديگر دشوار است.
مهمترين نقطه ضعف طرح باينری ، اصل تعادل است در طرح باينری ، دريافت کمیسیون منوط به ايجاد تعادل در حجم فروش هاي انجام شده در دست های شماست. برای مثال، در طرح باينری يک شرکت ممکن است شرط پرداخت 100 دلار کميسيون، اين باشد که ميزان درآمد عایدی در هر دست شما برای شرکت دست کم به 1200 دلار برسد. امّا ممکن است يکی از دست های شما کند حرکت کند يا اصلاً حرکت نکند- مثلاً به دليل کم کاری يا عدم فعاليت مشتريان آن دست- و ان بازويه ديگر رشد سریع داشته باشد و به قول نتورکر ها به بازوي فراری تبديل شود لذا در مثال بالا اگر در يک بازوي شما 1000دلار فروش صورت گرفته باشد و در بازوي ديگرتان 10000 دلار فروش ، شما هنوز واجد دريافت پاداش نيستيد، جفری بابنر ميگويد: اصل تعادل ،چه بخواهيم قبول کنيم و چه نه ، نتيجش اين مي شود که بعضی جاها در ازاي کار سخت هيچ مزدی دريافت نمي کنيم»

جو جنتل در این باره می گوید:

«باینری در دهه 90 با این شعار " به رسمیت شناختن بهتر و بیشتر بازاریابی شبکه ای" وارد عرصه شد. شرکت هایی نظیر USANA و Market America به علت اینکه سازمان فروش را بر پایه دو دست تشکیل می دهند به خود افتخار می کنند ( قابل ذکر است تفاوت بسیاری بین باینری این دو شرکت با باینری که مردم کشور ما از آن شناخت دارند وجود دارد). مشکل اصلی که منتقدان بر طرح باینری وارد می کنند، شرط تعادل آن است. بدین صورت که شما شاید وقت بسیاری را صرف ساخت یک دست خود کرده باشید، اما به علت عدم وجود تعادل بین دو دست شما هیچ پاداشی دریافت نمی کنید. بسیاری از کارشناسان بر این باورند که این طرح بالاترین درصد Breakage را در برابر تمامی پلان ها دارد و اگر شما تمامی Breakage سه پلن دیگر را با هم جمع بزنید به درصد Breakage شرکت در پلن باینری نمی رسد اما مسئله اینجاست که شما به خاطر عدم تعادل که درصد آن بالا می باشد موفق به دریافت نمی شوید.»

بررسی شرکت بازاریابی شبکه ای از جهت محصول و طرح درآمدزایی- قسمت اول

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


بررسی شرکت بازاریابی شبکه ای از جهت محصول و طرح درآمدزایی- قسمت اول
دوشنبه 29 اسفند 1390 ساعت 17:34 | بازدید : 1351 | نویسنده : gnmardabil | ( نظرات 0 )

 

بررسی شرکت بازاریابی شبکه ای از جهت محصول و طرح درآمدزایی- قسمت اول

در اینجا به توضیح مطالب کلی در رابطه با طراحی شرکت بازاریابی شبکه ای در دو بخش می پردازیم : 1) محصول    2)طرح بازپرداخت

با توجه به نوپایی این شیوه کسب و کار در ایران و عدم وجود اطلاعات و تجربیات داخلی، اکثر موارد ذکر شده بر پایه تجربیات کشورهای دیگر که حداقل بین 20 تا 50 سال از زمان شروع این تجارت در کشورشان می گذرد، می باشد.

محصول:

در طراحی شرکت بازاریابی شبکه ای یکی از مهمترین موارد می باشد. مایکل شفیلد در مقاله خود «How Start your MLM company» ، در بخش محصول می نویسد: « یک محصول MLM باید طیف وسیعی از احتیاجات را برآورده کند تا به عنوان راه حل مقرون به صرفه قابل پیشنهاد باشد. محصول باید براساس ارزش واقعیش قیمت گذاری شود تا تصمیم به خرید برای خریدار آسان شود. در صورتی که محصول در شخص رضایت خاطر ایجاد کند ، او با دیگران در رابطه با آن محصول و خدمات صحبت می کند. یکی از موارد بسیار ضروری این است که فروش محصول و خدمات درآمد کوتاه مدتی را به توزیع کننده باز گرداند، همانگونه که برای او پتانسیل کسب درآمد بلند مدت و رسوبی وجود دارد»

در اینجا به مطلبی دیگر از زیگ زیگلر در کتاب «Network Marketing From A to Z» اشاره می کنیم مطلبی با عنوان؛

خرید مکرر: قوانین مصرف!

زیگ در این مطلب اشاره می کند : « آیا این کالا یا خدمات را مردم مکررا می خرند؟ این سوالی است که قبل از اینکه با کالا یا خدماتی آشنا شوید، از خودتان بپرسید. آیا شما به عنوان یک بازاریاب شبکه ای به دنبال فرصتی هستید که به مشتریان کالا یا خدمتی را عرضه کنید که آنها به مدت چند سال و هر ماه از آن استفاده کنند؟ شما یک کالایی را می فروشید ، بعد از آن مشتری خودش هر ماه کالا و خدمات مورد نیازش را خریداری می کند، حالا ممکن است این کالا یا خدمات مکمل ها غذایی ،محصولا کنترل وزن، ماشین شو های بی نیاز به آب، مواد پاک کننده، خدمات از راه دور یا خدمات حقوقی باشد، شما برای هر خریدی که انجام می شود، کمیسیون دریافت می کنید! مادامی که مشتری از کالا یا خدمات استفاده می کند شما کمیسیون خود را دریافت می کنید. هر چه فروش بیشتر باشد خرید هم بیشتر است ؛ در نتیجه کمیسیونتان هم بیشتر است.

اگر کالا چیزی نباشد که مشتری همیشه یا بیشتر مواقع از آن استفاده کند، میزان مصرف پایین است. بر اساس قانون مصرف در بازاریابی شبکه ای، شما باید سرمایه و وقتتان را در شرکتی صرف کنید که مردم کالا و خدماتش را همیشه استفاده می کنند. البته ممکن است شرکتی باشد که میزان مصرف برخی از کالاهایش ماهانه باشد و برخی از کالا هایش فقط گاه به گاه. این مسئله در صورتی پذیرفتنی است که در قبال کالاهای مصرفی شرکت ، درآمد شما رضایت بخش باشد.

جیم بروس، اهل فلوریدا و ساکن پامپانوبیچ، توزیع کننده شرکت SBSA ،شرکتی که در کار بازاریابی کالاها و خدمات کوچک است می گوید: « اگر کالاها و خدمات فابل مصرف و خرید مکرر نداشته باشند ، درآمد انفعالی مطمئنی در پی نخواهد داشت. من دوست دارم کالا یا خدماتی را تبلیغ کنم که به آن اعتقاد دارم و مردم مدام آن را سفارش می دهند. آنگاه فرصتی برایم پیش می آید که با مشتریانم ارتباط برقرار کنم و معمولا این فرصت منتهی به فروش بیشتر می شود»

 

منظور از کالای مصرفی چیست؟ ( در MLM به چه کالایی مصرفی می گویند؟)

در بازاریابی شبکه ای به کالایی که به طور مکرر در سبد خرید خانواده قرار می گیرد کالای مصرفی می گویند. مایکل شفیلد در سایت خود کالای مصرفی را کالایی می داند که حداقل 4 بار و بیشتر در سال خرید آن تجدید شود. با توجه به آمار انجمن فروش مستقیم 75% از شرکت هایی که بالاتر از 100 میلیون دلار در سال فروش دارند از کالا های کاملا مصرفی استفاده می کنند؛ کالا هایی همچون لوازم آرایشی و بهداشتی، مکمل ها ی غذایی و رژیمی ، مواد غذایی و مواد شوینده ......

همچنین در آماری که انجمن فروش مستقیم آمریکا در سال 2009 منتشر کرده است، 68% محصولات به کار رفته در سیستم های بازاریابی شبکه ای محصولاتی مصرفی می باشند که خرید آنها 7-8 بار در سال تجدید می شود؛ 18.4% مربوط به ارائه خدمات، 10.3% لباس و لوازم جانبی ،و  3.3% مربوط به محصولات اموزشی و فراغت می باشد.

لزوم استفاده از محصولات پر مصرف در بازاریابی شبکه ای چیست؟

همانطور که مایکل شفیلد و زیگ زیگلر در بالا اشاره کردند، اگر کالاها یا خدمات قابل مصرف و خرید مکرر نداشته باشند ، درآمد انفعالی مطمئنی را در پی نخواهد داشت. نظر برخی از کارشناسان در رابطه با کالای مورد استفاده در سیستم بازاریابی شبکه ای به صورت 60 به 40 می باشد، بدین صورت که خود کالا تا 60% انگیزه خرید را به مصرف کننده بدهد و 40% انگیزه ایست که فروشنده در او برای خرید کالا ایجاد می کند برخی هم بر این باورند که کالا 100% باید مورد نیاز شخص باشد و در سبد خرید او حال به صورت ماهیانه یا سالیانه قرار بگیرد و وظیفه فروشنده فقط ایجاد انگیزه در مصرف کننده برای خرید از یک برند خاص و هدایت او به سمت نوع خاصی از این محصول تحت عنوان یک مشورت دهنده باشد.

مسئله مهم در بازاریابی شبکه ای از نظر شفیلد خصلت تهاجمی آن در فروش می باشد و این خصلت تهاجمی در فروش نباید دردسر ساز شود. به علت تمایل اکثریت افراد برای کسب درآمد انفعالی در بازاریابی شبکه ای، افراد روی به فروش بیشتر خودشان و گروهشان می آورند؛ و اگر محصولی که ارائه می کنندبه راحتی در سبد خرید مصرف کننده جای نگیرد، دست به اجبار در فروش ، شیوه های فریبنده و کلمات اغراق آمیز در رابطه با فروش محصول می زنند.

در اینجا احتمال ایجاد شکایت از طرف مصرف کننده علیه فروشنده و شرکت بالا می رود و MLM همانگونه که در دستورالعمل های فدراسیون وجود دارد از این مورد دوری می کند و اگر سیستم فروش شرکت به سمت اجبار در خرید حرکت نکند، اکثر شرکت ها برای اینکه به میزان فروش مدنظر خود برسند و توانایی پرداخت پورسانت ها را داشته باشند بعد از مدتی تغییراتی را در پلن درآمد زایی شرکت ایجاد می کنند. اینجاست که شرکت به سمت هرمی شدن حرکت می کند. برخی از این موارد عبارت اند از:

1.       هزینه ورودی بالا و فروش کیت های شروع با قیمت بالا

2.       تمرکز بروی عضو گیری و جذب افراد بیشتر ؛ «Game Plan»

3.       استفاده از طرح باینری دهه 80 میلادی( به علت Breakage شرکت در ابتدا و نفرات اول پلن در مرحله بعد)

4.       هزینه های اضافی و حق الزحمه در موارد گوناگون

5.       کسب درآمد از فروش متریال

 
منابع 1  2   3   4
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


"مقدار مانده" امتیاز رقابتی طرح بازپرداخت شما
دوشنبه 29 اسفند 1390 ساعت 17:33 | بازدید : 569 | نویسنده : gnmardabil | ( نظرات 0 )

 

"مقدار مانده" امتیاز رقابتی طرح بازپرداخت شما

سوالی که همیشه از سوی اکثر شرکت ها در مورد طرح بازپرداخت مطرح می شودا ین است که : « حداکثر کمیسیونی که شرکت ما توانایی پرداخت آن را دارد چقدر است؟» جواب یک چیز است ؛ آن بستگی به ساختار و سبک طرح بازپرداخت شما و معیارهایی که برای واجد صلاحیت شدن توزیع کنندگان برای دستیابی به فرصت های درآمدی گوناگون قرار می دهید بستگی دارد.

مایکل شفیلد با شرکت های بزرگ تولید کننده نرم افزار فروش مستقیم چند سطحی در مورد اینکه در طرح های گوناگون متوسط "مقدار مانده" چقدر می باشد ، ملاقات داشته است.

تعریف "مقدار مانده" عبارت است از، مقدار کمیسیون کسب نشده و پرداخت نشده در طرح های بازپرداخت گوناگون.

اتفاق نظر بر این است که در طرح های بازپرداخت معمول ، متوسط میزان کمیسیون کسب نشده بین 10% تا 15% می باشد و اگر این مقدار بیشتر از درصدهای اشاره شده باشد ، توزیع کنندگان به مرور زمان اعتماد خود را از دست می دهند. این نکته که توزیع کنندگان به منصفانه بودن طرح باور داشته باشند و بدانند که در ازای کار و تلاش کافی به درآمد های گوناگون و بالاتر دست پیدا می کنند، بسیار مهم می باشد.

همانگونه که طرح بازپرداخت به رشد و رسیدن به بلوغ خود ادامه می دهد، "مقدار مانده" می تواند نقش خود را به عنوان یک عامل کنترل کننده و هشدار دهنده در مورد افزایش یا کاهش خروجی سیستم باشد. "مقدار مانده" به عنوان یک عامل کنترل کننده می تواند تغییرات پایه ای طرح را به تاخیر بیندازد. عموما توزیع کنندگان برای واجد شرایط شدنِ استفاده از منابع گوناگون درآمدی طرح باید معیارهای مشخصی را کسب یا حفظ نمایند.

برای مثال، یک طرح بازپرداخت به توزیع کنندگانش 20% سود خرده فروشی پرداخت می نماید و میزان پرداختی پاداش که برای طرح خود در نظر می گیرد 80% می باشد.

بدنبال این شیوه شرکت یک طرح بازپرداخت Unilevel با 5 لایه در نظر می گیرد و برای هر سطح 8% خروجی، که مجموعاً با این تعداد لایه میزان پرداختی 40% می باشد در سویی دیگر 4 لایه و برای هر لایه  5% پرداختی در نظر گرفته می شود که مجموعاً خروجی 4 لایه 20% می باشد. در اینجا نکته مهم دیگری که وجود دارد این است که در اکثر شرکت ها نیز معیارهای مشخصی برای واجد شرایط شدنِ کسب کمیسیون در عمق در نظر می گیرند.

مشاهدات و تجربیات گذشته نشان داده است، مادامیکه میزان پرداختیِ که شرکت با آن مواجه است 60% باشد، طیف وسیعی از افراد شرکت کننده در این طرح به صورت پاره وقت مشغول به فعالیت می شوند . نتیجه آن است که آنها درآمدشان را در لایه های پایین طرح به دست می آورند و هیچ گاه در تولید پاداش های بعدی مشارکت نخواهند کرد. از آنجایی که عموما درصدی از پتانسیل موجود توسط توزیع کنندگان کسب نمی شود، این درصد به صورت "مقدار مانده" به سمت شرکت باز خواهد گشت.

امروزه شرکت ها در توسعه طرح بازپرداخت خود برای دستیابی به رده های بالاتر و استفاده از منابع مختلف درآمد، معیارهای سختتری برای واجد شرایط شدن قرار می دهند. اگرچه این موضوع در نگاه اول غیر منصفانه به نظر می رسد اما این مطلب باید درک شود که طرح های موفق برنامه هایی هستند که بر اساس پاداش به توزیع کنندگانی که در راستای رشد و موفقیت شرکت و کسب درآمد های بالا در بلند مدت حرکت می کنند، طرح می شوند و این موضوع عموما با پرداخت کمیسیون های کسب نشده از افراد غیر فعال به افرادی که از سطح فعالیت بالاتر برخوردارند محقق می شود.

از آنجائیکه در طرح های سالم افراد پاره وقت اکثریت را تشکیل می دهند، براساس میزان فعالیتشان از درصد پایین تری از پتانسیل درآمد موجود برخوردار می شوند و این موضوع باعث می شود 10 تا 15 درصد کمتر از حداکثر پتانسیل پرداختی موجود به آنها پرداخت شود.

در اینجا یک سوال مطرح می شود و آن اینکه " چرا طرحی که حداکثر میزان واقعی پرداختی را از سوی شرکت ایجاد کند، بکار برده نمی شود؟" جواب این سوال به بسته پیشنهادی "فرصت درآمدی" شرکت باز می گردد، که نه تنها رقابتی باشد بلکه تصویر رقابتی تری نسبت به فرصت های تجاری دیگر از خود به نمایش بگذارد.

تصویر این بسته به دلیل مقایسه آن با فرصت های تجاری دیگر ، فاکتور بسیار مهمی در توسعه طرح خواهد بود. اگر شما انتظار پایداری و حفظ توزیع کنندگان خود را دارید، طرح شما باید از جنبه پتانسیل درآمد واقعی ، بخوبی و زیبایی با طرح های دیگر رقابت کند.

توضیحات ارائه شده در بالا را می توان با این مثال که یک محصول با قیمت 9.95 دلار بیشتر مورد توجه قرار می گیرد تا با قیمت 10 دلار روشنتر می کنیم. عموما مشتری تمایل به خرید محصول با قیمت 9.95 دلار نشان می دهد تا با قیمت 10 دلار.

در مجموع اگر یک شرکت از یک "مقدار مانده" انعطاف پذیر در طرح خود استفاده نکند در دادن پاداش خوب به بهترین و فعالترین توزیع کنندگان خود دچار مشکل خواهد شد. بنابراین، طرح، پتانسیل درآمدی پایین از خود به نمایش می گذارد و در مقابل طرح هایی که از یک "مقدار مانده" استفاده می کنند از تاثیر گذاری کمتری برخوردار میباشد.

استفاده از "مقدار مانده" در لایه های پایینِ طرح، جاییکه اکثریت پاره وقت در آن مشغول می باشند، این توانایی را به شرکت می دهد که پاداش های خوبی برای افرادی که با قدرت و توانایی بالاتر فعالیت می کنند، فراهم نماید.

استفاده عاقلانه از "بهم فشردگی"

 شرکت های زیادی در طرح خود از مفهومی بنام "بهم فشردگی" استفاده می کنند. بهم فشردگی زمانی اتفاق می افتد که یک توزیع کننده به علت عدم کسب معیار های لازم، واجد شرایط کسب پاداش ها نمی شود. در این حالت افراد حاضر در سازمان فروش شخص غیر فعال به فرد بالاتر واجد صلاحیت متصل می شود.

عموما این برنامه توسط توزیع کنندگان حرفه ای این تجارت به شرکت داده می شود. نکته مهم این است که بهم فشردگی به صورت عاقلانه و در جهت مناسبی هدایت شود.

اگر این درآمد به سمت افراد غیر مولد هدایت شود، ذهنیتِ « چیزی در ازای هیچ چیز» یا همان دریافت پول در ازای هیچ فعالیتی را در سازمان فروش ایجاد می کند. استفاده از بهم فشردگی باعث افزایش میزان پورسانت دهی در عمق می شود و توزیع کنندگان حرفه ای می توانند مقداری از کمیسیون های کسب نشده را دریافت نمایند و این موضوع باید در حالی باشد که درصد "مقدار مانده" مطلوب حفظ گردد.

توزیع کنندگان فوق حرفه ای افرادی هستند که به رده های آخر طرح دست پیدا می کنند و افرادی هستند که درصد زیادی از "مقدار مانده" را به خود اختصاص می دهد . اگر شرکتی برای درآمد کسب شده توسط این افراد برنامه منسجمی ارائه ندهد، دچار مشکلات عدیده ای خواهد شد. موضوع این نیست که شرکت فرصت های ویژه را برای اینگونه افراد خلق نکند ، موضوع این است که این مورد به عنوان تهدیدی برای شرکت هایی که عرض شاخه های متصل به شرکت را محدود می کنند، مطرح می شود

تعدیل و تنظیم طرح

مشاورن و مجریان این تجارت به طور کامل نمی توانند پیش بینی کنند که طرح چقدر پرداختی واقعی خواهد داشت. اما طرحی که به صورت درست طراحی شده است قابلیت تنظیم و تعدیل را با مقدار کمی دردسر برای تو زیع کنندگان خواهد داشت.

تغییر طرح در مواقع ضروری موجب نگرانی در میان توزیع کنندگان خواهد شد. در اینجا به مواردی که موجب تغییرات در طرح خواهد شد اشاره خواهیم کرد

1.       پرداختی طرح بسیار بالا می باشد و سود کمی برای شرکت باقی می ماند

2.       طرح، پرداختی کافی ندارد و سود کمی برای توزیع کنندگان ایجاد می شود

3.       ایجاد تغییرات به علت رقابت و هم جهت شدن با گرایشات

4.       طرح، مشوقی برای رفتارهای درست توزیع کنندگان ندارد

5.       تغییری در مقررات و قوانین آئین نامه مصوب

 

اگر ساختار و طراحیِ طرح بازپرداختِ شما از لحاظ قوانین و مفاهیم با بازار امروزی تطابق دارد نیازی به تغییر آن نیست. به هر حال آزمایش طرح با گذشت زمان نشان دهنده آن است که آیا طرح به تغییر و تنظیم نیاز دارد یا خیر.

این موارد به راحتی با تنظیم معیارهای توزیع کنندگان برای واجد صلاحیت شدن، اداره می شوند. در اکثر موارد دو مورد اول اشاره شده در بالا منجر به ایجاد تغییر در طرح خواهند شد و این موارد فقط در طول دوره آزمایش قابل تشخیص می باشد. برای شرکت های جدید دوره آزمایش در یک راه اندازی مقدماتی کامل می شود که معمولاً این دوره شش ماهه می باشد. تغییرات طرح در طول این دوره امری غیر معمول نیست. اگر معیارهای طرح به سختی بدست بیایند هیچ کس در طرح پولی کسب نخاهد کرد و لازم است که تعدیلی در این معیارها صورت گیرد.

اگر معیارهای طرح به راحتی قابل دستیابی باشند، طرح شما خیلی زود به بلوغ می رسد. توزیع یکسان ثروت در طرح بدون در نظر گرفتن توانایی افراد باعث می شود که نه شرکت و نه هیچ شخصی پول قابل ملاحظه دریافت کند.

نکته مهم این است که از تغییرات عمده در زود تر از زمان مقرر در جهت افزایش یا کاهش معیار ها جلوگیری کنیم، به این دلیل که اعتماد توزیع کنندگان و انرژی آنها برای حرکت کاهش پیدا می کند

در پایان...

داشتن افرادی که بتوانید به آنها در کسب یکسری اطلاعات اطمینان کنید بسیار مهم می باشد. این افراد می توانند در تفسیر اطلاعات بسیاری نظیر فعالیت های فروش، اسپانسری و تمابلات توزیع کنندگان در جهت بهبود طرح به شما کمک کنند
 

نظرات

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
نویسندگان
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 85
:: کل نظرات : 4

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 7

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 2
:: باردید دیروز : 0
:: بازدید هفته : 3
:: بازدید ماه : 86
:: بازدید سال : 195
:: بازدید کلی : 195
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران